ائمه از نگاه اهل سنت
مروج الذهب61:1؛ و پاره ای از آن را سبط بن جوزی در تذکره خود12 [ص18] نقل کرده است
روزی است که رسول خدا صل الله علیه و آله در خانه ام سلمه بود، که علی اجازه ورود گرفت، حضرت فرمود:« یا ام سلمه!هل تعرفین هذا؟! قالت: نعم. فقال: «هذا علی سیط لحمه بلحمی و دمه بدمی، و هو منی بمنزلة هارون من موسی الا آله لا نبی بعدی»[ام سلمه! آیا او را می شناسی؟ گفت: آری. حضرت فرمود: این علی است که گوشتش با گوشتم و خونش با خونم مخلوط گشته، و او برای من به منزله هارون برای موسی است جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد بود]. افزون بر اینها: اصلاً خود معاویه راوی این حدیث است و آن را در زمان حیات علی علیه السلام روایت کرده است و احمد بن حنبل در کتاب «مناقب» خود از طریق ابو حازم آن را نقل کرده، آن گونه که در « الریاض النضرة » آمده است.
الریاض النضرة 195:2
معاویه اینچنین است!
احمد بن حنبل در مسند، و ابویعلی ، و نصر بن مزاحم در کتاب صفین از ابو برزه اسلمی، و طبرانی در التاریخ الکبیر (5 از ابن عباس نقل کرده اند: در سفری همراه رسول خدا صل الله علیه و آله بودیم ، که صدای آواز دو مرد را شنیدیم و یکی در جواب دیگری گفت:
یزال حواری تلوح عظامه * * * زوی الحرب عنه ان یجن فیبرا
(هماره استخوانهای یار شفیق آشکار می شود و جنگ مانع کفن و دفن او می شود)
و در لفظ ابن عباس آمده است:
و لا یزال جوادی تلوح عظامه
(هماره استخوانهای اسب من آشکار می شود و جنگ مانع دفن او می شود).
پیامبر فرمود: « ببینید کیستند؟» . گفتند: معاویه و عمروعاص؛ حضرت دستها را بالا برد وفرمود: « اللهم ارکسهما رکساً، و دعهما الی النار دعا(1) » (خدایا! آنها را کاملاً وارونه گردان و به حالات گذشته بر گردان، و به زور در آتش دوزخ در افکن).
و در لفظ ابن عباس آمده است: «اللهم ارکسهما فی الفتنة رکساً» (خدایا! آنها را با سر در فتنه فرو ببر).
امینی می گوید: چون نتوانستند به سند این حدیث اشکالی وارد کنند، و چون بر دوستداران معاویه این حدیث گران آمده، لذا احمد بن حنبل نام آن دو را حذف کرده و به جای آن فلان و فلان قرار داده است.
مسند احمد421:4؛ مسند ابی یعلی؛ وقعة صفین:246،چاپ مصر(ص219)؛ المعجم الکبیر