|
صفحه 1 از 6 قال علی امیرالمؤمنین علیه السلام: كل يوم لا يعصى الله فيه فهو عيد
هرروزی که در آن گناه نشود، آن روز عید است. نهج البلاغه حکمت 428
دوستان شگفت انگیزم سلام؛
شگفت انگیزید، به خاطر خیلی چیزها ...
شگفت انگیزید برای اینکه جلب رضایت شما خیلی سخته، دلیلش همون شگفت انگیزی شماست! برای همین لازم بود چند رفیق شفیق دور هم جمع بشن تا شاید بتونن مطالب به درد بخور و جالبی براتون تهیه کنن. محض ریا! باید خدمتتون عرض بشه برای انتخاب و آماده کردن تک تک محتویات «رفیق شفیق» زحمات زیادی کشیده شده، پس شما هم لطف کن و مطالب اونو بخون و اگه نقدی داری بنویس تا در آینده از اونا استفاده بشه!!!
*******************************************
منتخبی از باب سوم مغنی الادیب
قسمت اول
احکام شبه جمله (ظرف و جار و مجرور)
حکم اول : متعلَّق جار و مجرور
ظروف و جار و مجرور واجب است به چیزی متعلَّق شوند. متعلّقهای جار و مجرور عباتند از:
1و2. فعل و شبه فعل
مؤول به شبه فعل مانند هو الذی فی السماء إله وفی الارض إله
دراین آیه، إله، مشتق نیست ولی بخاطر تاویل آن به معبود (شبه فعل) متعلق برای فی السماء و فی الارض واقع شده است.
اشکال: ترکیب این آیه را می توان به دو صورت انجام داد:
الف- إله مبتدای موخر و فی السماء خبر مقدم
ب- إله فاعل برای جار و مجرور
جواب: در این صورت صله (الذی) بدون عائد خواهد بود.
اسمی که در آن رائحه و بوی مشتق وجود دارد مانند: زید حاتم عام المجاعة (سال قحطی) به اعتبار اینکه حاتم موول به جواد می باشد.
در صورتی که هیچ کدام از موارد فوق نبود، در تقدیر گرفته می شود. مانند آیه شریفه: و الی ثمود أخاهم صالحا (اعراف /73 – هود /61) به تقدیر و ارسلنا، قرینه بر این تقدیر ذکر پیامبر (حضرت صالح7) و مرسل الیهم می باشد.
خسته که نشدی، دلاور؟ اگه احساس خستگی می کنی، این نامه امام را بخون!
******
تا جوانی در دست توست کوشش کن در عمل و تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حجب که هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیکترند موفق می شوند و یک پیر موفق نمی شود. قید و بند ها و اقفال شیطانی اگر در جوانی غفلت از آنها شود هر روز که از عمر بگذرد ریشه دارتر و قوی تر می شود.
(ره عشق ، نامه عرفانی حضرت امام خمینی1)
من الحكمه (147) في جزء كلامه عليه السّلام لكميل: اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ- إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً- لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَيِّنَاتُهُ. وَ كَمْ ذَا وَ أَيْنَ أُولَئِكَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً- وَ الْأَعْظَمُونَ قَدْراً- يَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَيِّنَاتِهِ حَتَّى يُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ- وَ يَزْرَعُوهَا فِي قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ- هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ الْبَصِيرَةِ- وَ بَاشَرُوا رُوحَ الْيَقِينِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ- وَ أَنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ- وَ صَحِبُوا الدُّنْيَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى أُولَئِكَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِينِهِ- آهِ آهِ شَوْقاً إِلَى رُؤْيَتِهِمْ. انْصَرِفْ يَا كُمَيْلُ إِذَا شِئْتَ.
غرض از استفهام : کم ذا و أین أولئک ... چیست؟
أل در العلم از کدام قسم است؟
دلیل فصل یحفظ الله ... - هجم بهم العلم و انصرف یا کمیل چیست؟
غرض از آوردن اسم اشاره (أولئک خلفاء الله) چیست؟
غرض از تعریف الدعاۀ به أل چیست؟
عفو و گذشت
کینه توزی و لجاجت، ویژه روحهای حقیر و همت های پایین است. بر عکس آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را می پذیرند، از خطاهای دیگران چشم می پوشند و از حق شخصی خویش در می گذرند. بلند نظری انسان، عامل محبت دلهای دیگران است. برای خود انسان نیز نوعی لذت روحی دارد و گفته اند:«در عفو، لذتی است که در انتقام نیست»
اخلاق معاشرت
«و الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل و یفسدون فی الأرض أولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار» (رعد ، 25)
امام صادق 7 می فرمایند:
صله رحم اخلاق را نیکو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش و رزق را افزایش و مرگ را به تأخیر می اندازد.
با توجه به تأکید دین مبین اسلام بر صله رحم و آثار و برکاتی که این امر مبارک داره، بر ما لازمه که به این مهم توجه کافی داشته باشیم. ولی لازمه انجامش اینه که آداب اون را بدونیم وگرنه ثوابمون کباب می شه. می خوام در اینجا چند تایی از نکاتشو برات بیان کنم. پس خوب گوش کن.
رفت و آمد هامون باید برای خدا باشه. همانطوری که امام صادق7 فرمودند: نکنه با کسی بخاطر توقعاتی که ازش داری یا کسب اعتبار بخاطر شخصیتی که داره یا بخاطر ریا و کسب شهرت با اون رفت آمد کنی!! بلکه بخاطر زیارت برادر یا خواهر مؤمنت به خونه اش برو. به این روایت توجه کن: هیچ مسلمانی برادر دینی اش را در راه خدا و برای خدا زیارت نمی کند مگر آن که خدای متعال به او ندا می دهد: ای دیدار کننده خوش به حالت! بهشت برای تو سزاوار و گوارا باد.
در رفت و آمد هامان مواظب باشیم اثر منفی در ما به وجود نیاید! مثلاً مواظب زبونمون باشیم نکنه غیبت یا شوخی های نابجا یا حرف نسنجیده ای از ما سربزند که مشمول این روایت بشیم: گاهی انسان سخنی می گوید که او را از آسمان به زمین می اندازد.
آداب اجتماعی را رعایت کنیم. به طوری که وقتی با فامیلا برخورد می کنیم از طلبه و طلبگی خوششون بیاد. دیگر نیاز نیست بگم که باید لباسای ما اطو کرده باشه، بوی عطر ما همه جا بپیچه، خوش برخورد و گشاده رو باشیم، اسرار مردم را حفظ کنیم و آداب سفره را رعایت کنیم (مثل اینکه با نام خدا شروع کنیم و لقمه را کوچیک برداریم و قبل از سیر شدن دست از غذا بکشیم و در پایان حمد و سپاس خدا را بگیم).
حکایت
عارفی را گفتند که هیچت ما را به یاد آری؟ گفت: هی! آن دم که خدا را از یاد برم!!
بندگی کن تا که سلطانت کنند تن رها کن تا همه جانت کنند
خوی حیوانی سزاوار تو نیست ترک این خو کن که انسانت کنند
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 بعد > پایان >>
|