|
صفحه 1 از 6 مجلس انس اول
قال علی امیرالمؤمنین علیه السلام: كل يوم لا يعصى الله فيه فهو عيد
هرروزی که در آن گناه نشود، آن روز عید است. نهج البلاغه حکمت 428
دوستان شگفت انگیزم سلام؛
شگفت انگیزید، به خاطر خیلی چیزها ...
شگفت انگیزید برای اینکه جلب رضایت شما خیلی سخته، دلیلش همون شگفت انگیزی شماست! برای همین لازم بود چند رفیق شفیق دور هم جمع بشن تا شاید بتونن مطالب به درد بخور و جالبی براتون تهیه کنن. محض ریا! باید خدمتتون عرض بشه برای انتخاب و آماده کردن تک تک محتویات «رفیق شفیق» زحمات زیادی کشیده شده، پس شما هم لطف کن و مطالب اونو بخون و اگه نقدی داری بنویس تا در آینده از اونا استفاده بشه!!!
*******************************************
1- گزارش زیر را مطالعه و با استفاده از شرح لمعه پاسخ و توضیح و تفصیل فقهی دهید.
«مسجدی در زمان سلسله صفویه در یکی از روستاها بنا شده است و تاکنون حدود 400 سال مردم در آن نماز خوانده اند اکنون آقای معمّمی قبله مسجد را کمی تغییر داده است»
آیا نمازهایی که تاکنون خوانده شده است، صحیح است؟
نمازهای خوانده شده به سمت قبله ای که ایشان تعیین کرده اند، چه حکمی دارد؟
2- حدیث: عن الصادق7
روایة لحدیثنا یبث فی الناس و یشدد فی قلوب شیعتنا افضل من الف عابد بحارالانوار ج2 / ص 145
3- زید طلبه ای پایه 4 است اما صرف را آنچنان که باید نخوانده و سیوطی را نیز مباحثه دقیق نکرده و بسیار افسوس می خورد که چرا نمی تواند عربی بنویسد.
چه مشاوره ای به او می دهید؟
خسته که نشدی، دلاور؟ اگه احساس خستگی می کنی، این نامه امام را بخون!
******
تا جوانی در دست توست کوشش کن در عمل و تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حجب که هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیکترند موفق می شوند و یک پیر موفق نمی شود. قید و بند ها و اقفال شیطانی اگر در جوانی غفلت از آنها شود هر روز که از عمر بگذرد ریشه دارتر و قوی تر می شود.
(ره عشق ، نامه عرفانی حضرت امام خمینی1)
4- آیت الله بهجت ;در جامع المسائل ج1 ص 423 فرموده است:
« ... و همچنین بکای برای مصائب سیدالشهداء7 (در نماز) اظهر عدم بطلان آن است چه اینکه بکاء برای امتثال امر باشد برای غایات امتثال که طب جنت و دفع جهنم از جمله آنهاست یا آنکه معلول محبت خدا باشد که علت محبت محبوبین خداست و این از بکای برای امر دنیوی نیست بلکه معلول امر الهی است که لازم محبت خدا و محبوبان او حزن و بکاء برای مصائب محبوبان خداست»
* * *
5- عبارت زیر را ترجمه ای ادبی نمایید.
« عن امیرالمؤمنین7 : و انما سمیت الشبهه شبهه لانها تشبه الحق فاما اولیاء الله قضیاءهم فیها الیقین و دلیلهم سمت الهدی و اما اعداءالله فدعاءهم فیها الضلال و دلیلهم العمی فما ینجو من الموت من خافه و لایعطی البقاء من اجله»
عفو و گذشت
کینه توزی و لجاجت، ویژه روحهای حقیر و همت های پایین است. بر عکس آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را می پذیرند، از خطاهای دیگران چشم می پوشند و از حق شخصی خویش در می گذرند. بلند نظری انسان، عامل محبت دلهای دیگران است. برای خود انسان نیز نوعی لذت روحی دارد و گفته اند:«در عفو، لذتی است که در انتقام نیست»
اخلاق معاشرت
«و الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما أمر الله به أن یوصل و یفسدون فی الأرض أولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار» (رعد ، 25)
امام صادق 7 می فرمایند:
صله رحم اخلاق را نیکو، دست را بخشنده، دل و جان را خوش و رزق را افزایش و مرگ را به تأخیر می اندازد.
با توجه به تأکید دین مبین اسلام بر صله رحم و آثار و برکاتی که این امر مبارک داره، بر ما لازمه که به این مهم توجه کافی داشته باشیم. ولی لازمه انجامش اینه که آداب اون را بدونیم وگرنه ثوابمون کباب می شه. می خوام در اینجا چند تایی از نکاتشو برات بیان کنم. پس خوب گوش کن.
رفت و آمد هامون باید برای خدا باشه. همانطوری که امام صادق7 فرمودند: نکنه با کسی بخاطر توقعاتی که ازش داری یا کسب اعتبار بخاطر شخصیتی که داره یا بخاطر ریا و کسب شهرت با اون رفت آمد کنی!! بلکه بخاطر زیارت برادر یا خواهر مؤمنت به خونه اش برو. به این روایت توجه کن: هیچ مسلمانی برادر دینی اش را در راه خدا و برای خدا زیارت نمی کند مگر آن که خدای متعال به او ندا می دهد: ای دیدار کننده خوش به حالت! بهشت برای تو سزاوار و گوارا باد.
در رفت و آمد هامان مواظب باشیم اثر منفی در ما به وجود نیاید! مثلاً مواظب زبونمون باشیم نکنه غیبت یا شوخی های نابجا یا حرف نسنجیده ای از ما سربزند که مشمول این روایت بشیم: گاهی انسان سخنی می گوید که او را از آسمان به زمین می اندازد.
آداب اجتماعی را رعایت کنیم. به طوری که وقتی با فامیلا برخورد می کنیم از طلبه و طلبگی خوششون بیاد. دیگر نیاز نیست بگم که باید لباسای ما اطو کرده باشه، بوی عطر ما همه جا بپیچه، خوش برخورد و گشاده رو باشیم، اسرار مردم را حفظ کنیم و آداب سفره را رعایت کنیم (مثل اینکه با نام خدا شروع کنیم و لقمه را کوچیک برداریم و قبل از سیر شدن دست از غذا بکشیم و در پایان حمد و سپاس خدا را بگیم).
حکایت
عارفی را گفتند که هیچت ما را به یاد آری؟ گفت: هی! آن دم که خدا را از یاد برم!!
بندگی کن تا که سلطانت کنند تن رها کن تا همه جانت کنند
خوی حیوانی سزاوار تو نیست ترک این خو کن که انسانت کنند
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 بعد > پایان >>
|